صفحه اصلی    درباره ما    تماس    ارسال خبر    پیوندها    آرشیو  
دوشنبه، 29 مرداد 1397 - 16:46   
  تازه ترین اخبار:  
 آخرین مطالب
  معرفی کتاب: همه نوکر ها
  معرفی کتاب: وقایع نگاری یک زندیق
  باز هم سید جبار؛ این بار نه با لبخند همیشگی
  معرفی کتاب: لبخند مسیح
  معرفی کتاب: تابِ طنابِ دار
  معرفی کتاب: علی از زبان علی
  معرفی کتاب: بر تبعید
  معرفی کتاب: نامزد خوشگل من!
  معرفی کتاب: سفر سرخ
  سومین دوره شهید مجدزاده در اهواز برگزار می‌شود
 
 پربیننده ترین مطالب
  سومین دوره شهید مجدزاده در اهواز برگزار می‌شود
  بر جاده های آبی سرخ؛ بوی خوش مبارزه برای وطن
  معرفی کتاب: ابوعلی کجاست؟
  معرفی کتاب: وقتی دلی
  معرفی کتاب:تفکر
  معرفی کتاب: سفر سرخ
  معرفی کتاب: نامزد خوشگل من!
  معرفی کتاب: امپراطور عشق
  معرفی کتاب: علی از زبان علی
  باز هم سید جبار؛ این بار نه با لبخند همیشگی
- اندازه متن: + -  کد خبر: 820صفحه نخست » جدیدترین اخباریکشنبه، 8 بهمن 1396 - 00:45
سه پرده تا آغاز عمار هشتم (پرده سوم)
سه پرده تا آغاز عمار هشتم (پرده سوم)عمار هشتم برای بعضی ها شاید تمام شد اما برای بچه های رسانه بیداری هرگز نه
  
پرده سوم
تا کارگاه ناصر نادری تمام شد در دفتر وضو گرفتم و سریع به سمت #سینما حرکت کردم. به درب سینما که رسیدم شلوغی جمعیت کاملا به چشم می خورد و مردم مشغول خرید بلیط اشنوگل بودند. مکثی کوتاه در پله ها کردم و نظاره گر جمعیت شدم. پیر، جوان، خانواده، بچه، همه به چشم می خوردند. وارد لابی شدم چهره های غریب و آشنا از نظرم می گذشتند. به سالن هم سرکی کشیدم و جمعیت زیادی نشسته بود سریع رفتم بالا برای خواندن نماز. به زور در آخر صف برادران خودم را چپاندم. جمعیت آنقدر زیاد بود که جا برای همه نبود عده ای منتظر ماندند. به علت ازدحام مردم دو نوبت نماز جماعت برپا شد وقتی نمازم تمام و به سمت غرفه خبری رفتم بعضی ها همان گوشه کنار ایستاده بودند به نماز. آنقدر فضای بالا گرم شده بود که نفس به زور بالا می آمد. خبر نویسی را شروع کردیم.
رفته رفته جمعیت برای نشستن در طبقه اول از پله ها بالا می آمد و ما که روبروی آن ها بودیم به خوبی می دیدیم. این یعنی طبقه همکف کامل پر شده بود.
به قدری هوای بالا گرم شد که درخواست روشن کردن کولر کردیم اما مقدور نبود. مدام بین پایان و بالا در رفت و آمد بودم برای دیدن صحنه ها و جمع کردن اطلاعات که مدت کوتاهی نگذشت تا طبقه اول هم پر شد و جمعیت به طبقه دوم هدایت می شد. بچه های خبری و عکاس مدام مثل دو شب پیش در حال بدو بدو و پله زدن بودند هیچ چیز از قلم نمی افتاد. اشنوگل مورد استقبال بی نظیر مردم قرار گرفته بود و این از چشم دوربین ها دور نمی ماند.
بالاخره خبر پر شدن طبقه دوم هم رسید این یعنی 800 نفر ظرفیت سینما پر شد اما کماکان به حضور مردم افزوده می شد. علاوه بر صندلی هایی که بالا بود به ناچار صندلی های ما را هم بردند بلکه جواب گوی جمعیت باشد و ما روی سکو نشستیم اما باز هم عده ای سرپا مشغول تماشای فیلم بودند و بعضی ها هم روی زمین نشستند.
جمعیت به 900 نفر هم رسید و بعضی ها که دیر رسیده بودند بلیط های خود را پس دادند و به خانه برگشتند. حماسه عمار کار خود را کرد و نشان داد که مردم تشنه خوراک خوب هستند و عمار این خوراک خوب را حداقل سالی یک بار برای آن ها می پزد.
بعد از اشنوگل بلافاصله اختتامیه با قرائت قرآن پسر شهید فاطمی اطهر شروع شد و با صحبت های کوبنده و آتشین دبیر جشنواره که همگان را با تشویق های بی نظیر خود به وجد آورد ادامه یافت. اول اکران کنندگان دهه 60 از اکران کنندگان دهه 90 تجلیل کردند بعد فیلمسازان دهه 60 از فیلمسازان دهه 90 و بعد ناطقی با ترانه ای از ایران همه را به شور آورد. تا اینجای کار بالا نشسته بودم و کاغذها را توسط پیک مخصوص به واحد خبر می رساندم و همین که آمدم برای لحظه ای به پایین سر بزنم عالم و آدم دنبالم می گشتند و مصاحبه های رگباری شروع شد و هر کس را بالا می آوردند مصاحبه اش گردن من می افتاد. دیگر تماشای مابقی برنامه را از دست دادم و در همان جا مشغول ادامه اخباری که از پایین به دستمان می رسید شدم و هیچ چیز را از قلم نمی انداختم.
مصاحبه با حسینذمحمدی، حجت الاسلام طباطبایی، همسر شهید سواری، جعفر فلسفی و... زمان را از دستم برد و تا به خودم آمدم اختتامیه تمام شده بود باز به لابی رفتم و دنبال سوژه و خبرکه با بدرقه گل های مزین شده به وصیت شهیدان کارگر مردم را به خدا می سپردند و راضی بودن را به وضوح می شد در چهره همه دید.
اینچنین پرده سوم هم به پایان رسید و همه رفتند اما کار بچه های خبری برای انعکاس این حماسه بزرگ تا چند روز آینده ادامه دارد و خستگی برایشان بی معناست.
عمار هشتم برای بعضی ها شاید تمام شد اما برای بچه های رسانه بیداری هرگز نه. آن ها می روند تا یک روزی استراحت کنند و دوباره با تاریخ شفاهی برای عمار سال بعد آغاز کنند، با بانگ بیداری خود را برای سرودها و ترانه های انقلابی آماده و با اکران های گسترده استانی عمار را به دورترین و نزدیک ترین روستاها و شهرهای این خوزستان با عظمت ببرند.  برای آن ها با این سه پرده نمایش عمار تازه آغاز شد اما دلگرمی و مزدشان مثل همیشه هیچ نیست جز دعای پدران و مادران و همسران و خواهران و برادران شهدای حاضر در برنامه که امسال هم از ته دل نصیبشان شد و آرزوی همیشگیشان تا شهادت.... یا علی مدد.
 
 
امضا : علی هاجری
 
   
  

نظر شما:
نام:
پست الکترونیکی:
نظر
 
  کد امنیتی:
 
 
 
 
::  صفحه اصلی ::  تماس با ما ::  پیوندها ::  نسخه موبایل ::  RSS ::  نسخه تلکس
© مرکز فرهنگی رسانه بیداری
resanebidari89@yahoo.com
پشتیبانی توسط: خبرافزار
  خبر فوری: سومین دوره شهید مجدزاده در اهواز برگزار می‌شود